تبليغاتX
باران
Awat

سلام

 

(اگر حوصله داری بخون و گرنه بی خیال)

 

امروز دیگه نیومدم وا سه تون شعر بنویسم یا عکس باحالی گذاشته و ازتون بخوام نظر بدید.

امروز اومدم از خیلی از وبلاگ نویس ها گله کنم .

از خیلی از دوستام انتقاد کنم که واقعا من رو به این نتیجه رسوندند که وبلاگ نویسی شده تخمه فروشی و لبو فروشی که هرچه بیشتر هوار کنی و تو نقاره فوت کنی به همون اندازه هم از لبوهات میفروشی و سرت شلوغ میشه.

حالا منظورم از این حرف و انتقاد چیه.

خوب حالا بهتون میگم .

خیلی وقت ها که میرم به وبلاگهای یک سرویس به خصوص بلاگفا سر می زنم این رو یادم نمیره که وقتی مطلب زیبای یک وب رو خوندم لا اقل نظری هم در مورد اون بدم که نویسنده ی وبلاگ حساب کار دستش بیاد که مطلبش زیبا بوده و یا کپی برداری بی اجازه و یا مشتی چرند و پرند تحویل مردم داده تا وب آپ بشه و بهش بگن که وبش نوشته ها ی زیادی داره.

اما وقتی وارد قسمت نظر خواهی میشدی و می خواستی نظر بدی با چیزای عجیبی روبرو می شدی طرف جوک نوشته بود آقا نظر داده بود(مطلب بسیار رمانتیک و احساسی بود مرسی به من هم سر بزن.)

خانوم وبلاگ نویس شعری در پیت و در هم بر هم نوشته بود و توش به سر و کله ی کسی که قبلا دوست داشته بود گل مالیده و فحش فروخته بود .تو قسمت نظرها آقا یا خانوم بازدید کننده نوشته بود ( واقعا مطلب زیبایی بود و بسیار با احساس نوشته بودی مرسی به من هم سر بزن) – هزاران بار این رو با چشم های  خودم دیدم و به روی خودم نیاوردم .

حالا عجیب تر و جالب تر از این هم وجود داره و اون هم اینه که گاهی توی ده تا وبلاگ یک آقایی نظراتش رو کپی و پایست کرده و تحویل نویسنده ی  بیچاره داده و حتی حاضر نشده برای هر وب یک نظر جداگانه بنویسه و یا اصلا مطلب یکی از وبلاگ ها رو برای یک بار هم که شده بخونه بلکه فوری میره سراغ نظرات و یا کپی میکنه و یا یه تشکر و بیا به من سر بزن می نویسه که آمار وبلاگش به اصطلاح بالا بره.

بله این چیزییه که من رو به فکر فرو برده .

 واقعا ما باید به خودمون هم دروغ بگیم . وبلاگ ها برای این درست شدن که هرکس به راحتی بتونه نظریات و نوشته های خودش رو نوشته و عرضه کنه و همه بخونند و کسایی  هم که خوندند برای کمک  به فرد و یا به پاس تشکر از اون یک نظر سازنده هم بدهند و اگر هم خودشون وب دارند از ایشون درخواست کنند که در صورت تمایل به وبلاگشون سر بزنند البته اگر چیزی در وبشون تازه است و کپی شده نیست.

چرا بایستی همه چیز رو وارونه معنی کنیم و به دید دیگه ای به مسایل نگاه کنیم بابا به خدا قسمت نظرات اگه 300 تا هم بشه باز دردی دوا نمیکنه و به اندازه ی یک نظر کوچک و کوتاه و سازنده که از یک  خواننده ی واقعی ارزش نداره .

خوب حالا نظرات 300 تا شد که چی ؟

لینکهای پیوند وبلاگ 1000 تا شد باز که چی؟

به خدا بیشتر ما اصلا مریضی گرفتیم که با نظرات خودمون روفریب بدیم بیاید فکر کنید ما چرا باید فقط در فکر وب نوشتن برای نظر و لینک و غیره باشیم ؟

چرا اصلا توی هر 100 تا وب وبلاگی پیدا نمیشه که مطلب جذاب و تازه ای داشته باشه؟

چرا اگه کسی پیدا شد و یه مطلب سازنده و یا واقعیتی تلخ نوشت و توش عکس گل و بلبل نذاشت  بهش بی محلی و حتی مورد تمسخر واقع میشه؟

علت چیه؟

من از اون آقایی که تو پست قبلی از من انتقاد کرده بود که خیلی درگیر برره ای ها شدم تشکر می کنم چون واقعا می دونم که وب رو دیدند و با خوندن مطالب به این نتیجه رسیدن و بسیار محترمانه و عالی نظرشون رو با من مطرح کردند؟

نظر یعنی این نه اون کسی که توی وب من میاد نظر میده بدون اینکه حتی یک کلمه اش رو بخونه فقط واسه اینکه من هم برم نظر بدم ؟

چرا ما ایرانی ها عادت داریم که از انجام هر کار خوبی باید بهره ای چند برابر براده و تا نفعی توش برامون نباشه انجام نمیدیم؟

اگه توی پست قبلی یک شعر حیدر مریم زاده یا یک آهنگ شهرام کاشانی و یا عکس سگ آنجلینا جولی  و یا مدل مو می گذاشتم و در عوضش به صدتا وب خودم رو معرفی میکردم و می خواستم بهم سر بزنند و نظر بدند مطمئنا من توی اون پست 80 تا نظر 3 کلمه ای بی هدف و بازاریاب خواهم داشت اما چون مطلبی سنگین و تازه نوشتم و دردی  از بی هویتی انسان امروزی رو مطرح کردم و به مثل لبو فروش هوار نزدم و توی وب های دیگه کپی و پایست نکردم نظرات دو رقمی نشد و کسی جرات نظری سازنده نداشت البته به غیر از اون آقا

 

می خوام فقط یه چیزی رو بگم و اون هم اینه که آقایان و خانوم های وبلاگ نویس ایرانی که توی هرجا هستید خواهش می کنم سعی کنید سبک ( نظریسم ) رو که در واقع نوعی بیماری هم هست کنار بگذارید و به فکر این باشید که با دو کلمه حرف حساب نوشتن و دردی را مطرح کردن و راه کاری دادند و یا مطلبی تازه و زیبا نوشتن ذهنی رو آگاه و یا به فکر فرو برید.

بله کار ما این است نه اینکه هوار بزنیم : ای مردم کجایید که من آمار بالا و نظر می خوام.

اینطور نیست؟

 

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 1:39 توسط ..:: آوات ::..

نه مرادم . نه مریدم . نه پیامم. نه کلامم. نه سلامم . نه علیکم.نه سپیدم . نه سیاهم . نه چنانم که تو گویی. نه چنینم که تو خوانی . نه آنگونه که گفتند و شنیدی . نه سمائم . نه زمینم . نه به زنجیر کسی بسته و برده ی دینم . نه سرابم . نه برای دل تنهایی تو جام شرابم . نه گرفتار و اسیرم نه حقیرم . نه فرستاده ی پیرم . نه بهر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم . نه جهنم . نه بهشتم . چنین است سرشتم . این سخن را من از امروز نگفتم .نه نوشتم. بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم.
حقیقت نه به رنگ است و نه بو . نه به های است و نه هو . نه به این است و نه او . نه بجام است و سبو . گر به این نقطه رسیدی بتو سر بسته و در پرده بگویم . تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را .
آنچه گفتند و سرودند تو آنی .خود تو جان جهانی . گر نهانی و عیانی . تو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی . تو ندانی که خود ان نقطه عشقی . تو اسرار نهانی . همه جا تو . نه یک جای . نه یک پای . همه ای . با همه ای . همهمه ای . تو سکوتی . تو خود باغ بهشتی . تو به خود آمده از فلسفه ی چون و چرایی . بتو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی . در همه افلاک بزرگی . نه که جزئی. نه چون آب در اندام سبویی . خود اویی . بخود آی . تا بدرخانه ی متروکه ی هرکس ننشینی و به جز روشنی شعشعه پرتو خود هیچ نبینی و گل وصل بچینی .       بخود آ  

                                                                            

نظری نیست؟؟؟؟

 


 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 23:37 توسط ..:: آوات ::..

سلام
امیدوارم حال همگی خوب باشه و جیب هاتون خالی نشه.
من به علت یه سری مشکلات نمیتونم وبلاگ رو زود به زود آپ کنم که یکیش همین جیب خالی خودمه ولی نگران نباشید هنوز به اون اندازه نرسیده که تله تان واسه خودم و وب بزارم.
پست تعطیلی وبلاگ رو با 27 نظر گل پاک کردم تا چیزی یادم نیاد.
امروز براتون یه سری مطلب زیبا آماده کردم امیدوارم لذت ببرید.
راستی این شعر هم که نوشتم مثل شعر پست قبلی در مورد بت سنگی منه که .....

یادت می یاد گفتم بهت یه بت چه جوری میشکنه؟
حالا می خوام یادت بدم چی کار کنی که بشکنه
وقتی یکی دل نداره یعنی محبت نداره
وقتی یکی سنگ میشه یعنی لیاقت نداره
گفتی بهش دوسش داری ولی چی شد آخر کار
غرورشکست بی اعتنا. شد واسه قلبت مثه خار
وقتی یکی میشه یه بت یعنی باید گذاشت کنار
تمام اون محبت و  تمام اون راز و نیاز
بذار نشه خیالی نیست یه روز میشه مثل خودت
تازه می فهمه که یه بت چیکار با قلبا می کنه
فقط کمی صبر می خواد تا ببینی آخر کار
همون بت سنگیه تو می شه برات یه بیقرار
حالا دیدی کاری نداشت شکستن یه قلب سنگ
آخره کار مال تو شد همون بت سنگی و منگ
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،


وصیت نامه :
ای کسانی که مسئول کفن و دفن من هستید هنگامی که مردم مرا در تابوت سیاهی بگذارید تا همگان بدانند که از سیاهی آمده ام و به سیاهی باز میگردم .
چشمهایم را باز باز بگذارید تا بدانند که چشم به راه بوده ام . دستهایم را رو به آسمان نگه دارید تا ببیند که همواره دست به دعا بوده ام.
ودر آخر
در آخر تکه یخی بر روی خاکم بگذارید هر روزه بعد از طلوع آفتاب تا با آب شدنش روی خاکم گمان کنم که کسی که من به یادش بودم به یادم گریه می کند . آری همین وصیت من بود
( مرسی از شوجان و دوستش به خاطر این مطلب و اون دفتر قشنگ )
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

کلاغ

کلاغ زیباست
صدای قار قار کلاغ آواز این پرنده نیست
صدای هق هق دل گرفته اوست
وگرنه صدای آواز کلاغ آرام و زیباست
زیبا همچون باتن پاک وظاهر مهربان کلاغ
آواز کلاغ زیباست اما حیف
که بغض چندساله اش مجال خواندن نمی دهد.
(زنده یاد حسی پناهی )

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

هیچ می دانی چرا ، چون موج،
در گریز از خویشتن ، پیوسته می کاهم ؟
زان که بر این پرده تاریک ،
این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم ،
آنچه می بینم نمی خواهم ببینم

  

بدون بدون شرح

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

جبران خليل جبران : هرگز در پاسخ عاجزانه اي در نمانده ام مگر در
 برابر كسي كه از من پرسيد: تو كيستي؟

 

این کوچولوی ماه پیشونی هم خواهر کوچیکم پریسا هستش. ( پرستو خانم پرسیده بودن)

 

حالا هم نوبت برره ای های عزیز رسید که یه کم مثل جان نثار این نظام دوو برره (خودم ) و خرزو خان  ( روح  من ) رو با نظر دادن خوشحال کنند .
(خرزو خان : ( ها راست وه گویه نظر وه دید ) )


 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 1:44 توسط ..:: آوات ::..

قرار نبود بازم بگم سلام ولی مجبور شدم بازم سلام کنم.

یه سلام که کلی پشیمونی همراهشه . یه سلام که کلی دوستی و تشکر به همراهش رو لبمه.

من به چندین علت تصمیم گرفتم وبلاگ من و تو بهار و بارون رو تعطیل کنم که قابل ذکر توی اینجا نیست با پست تعطیلی وبلاگ و عکس خوشکل این دختر خانوم من چیز عجیبی دیدم و اون هم این بود که خیلی از خواننده های وبلاگ توی کامنتها از بستن وبلاگ انتقاد و از من اظهار ناراحتی کردند حالا این هم بماند که بعضی ها هم بیخودی دلایلی همچون آوردن نمره های بد از طرف من و یا ...... واقعا که ....
به هرحال شیدا    یکی از اون دوست هایی بود که باعث شد من بازم بنویسم و به خاطر گل روی خواهر کوچیکم شیدا هم باشه من این وب رو نگه می دارم.

سینا خیلی واسم آف گذاشت تا پشیمونم کنه.

مریم خانوم خیلی با هام جدی صحبت کرد و سعی کرد قانعم کنه کارم اشتباهه.

خیلی از دوستای دیگه هم توی نظراتشون از من خواستند که وب رو نبندم.

چشم

این وبلاگ تعطیل نمیشه وبازم من و شما با بهار و بارون میمونیم.

از همه ی ۲۷ نفری که نظر دادند تشکر میکنم و امیدوارم بتونم با مطالب قشنگ ازشون تشکر کنم.

حالا هم برای آغاز به کار فعالیت وب هم یه چیزی نوشتم.

راستی روز  ولنتاین هم پیشاپیش مبارک همه ی ۲ تایی ها  باشه و ای کاش همه اون روز یه گل رز تو دست هاشون باشه و خار نمونند.   
---------------------------------------->

پاییز را دوست دارم چون فصل غم است.
غم را دوست دارم چون اشک دل است.

اشک را دوست دارم چون گواه دل است.

دل را دوست دارم چون محبت را به من آموخت.

محبت را دوست دارم چون تو را دوست دارم.

و تو را دوست دارم بی آنکه بدانم چرا؟؟؟

---------------------------------------------->

سنگ --> --> -->

می خوام بگم  هیچ می دونی  وقتی می گن  یه قلب سنگ  معنیش چیه؟

وقتی می گن  اونی که رفت  همیشه رفت  معنیش چیه؟

هیچ می دونی  تنها شدن چه حالیه؟!

هیچ می دونی شب تا سحر زار زدن چه حالیه؟!

هیچ می دونی با عکس تو به جای تو حرف زدن معنیش چیه؟

فکر نکنم  یه قلبه سنگ  یه قلب یخ  چی می دونه عشق چیه!!!

فکر نکنم حتی یه بار به فکر من بوده باشی

با اون غروره مسخرت حتی دوسم داشته باشی

می خوام بگم شودی برام: مثل یه بت شکستنی

یعنی میشه یه روزی من بشکنمت شکستنی؟؟؟؟

راستی یکی بهم بگه: یه بت چه جوری می شکنه؟

نه نمی خوام یادم بدین   چیکار کنم که بشکنه؟؟

دوسش دارم هنوز اونو  خوب میدونه  خیالی نیست...

همین که تو قلب منه   برام بسه  خیالی نیست

( بیخیال )

یک نصیحت :

هیچوقت مغرور نشو برگها وقتی میریزن که فکر میکنن طلا شده اند.

------------------------------------------->


اگه نظر دادید که مرسی و اگه هم ندادید مرچهل پنجاه شصت .....

بای 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 21:37 توسط ..:: آوات ::..

سلام بچه ها من خیلی زود برگشتم

تولد شادمهر کوچولو مبارک.

لینک داونلود موزیک ویدیوی بیا اینجا خراب شده بود حالا درستش کردم از اینجا داونلود کنید

موزیک ویدیوی حالا بیا انجا

مرسی از کسی که بهم گفت لینک کار نمیکنه. ولی با هزار بازرسی این رو گفت اما ....




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 22:23 توسط ..:: آوات ::..

سلام

من برگشتم.

شادمهر هم برگشت

 البته نه شادمهر عقیلی که ما به عنوان خواننده ای سربزیر متین و پراستعداد می شناختیم بلکه شادمهری توی این ویدیوی حالا بیا اینجا ظاهر شد که بیشتر شباهت به شهرام کاشانی و یا هر خواننده ی جلف دیگه ای داره که با انتخاب شعرهایی بی محتوا و گند و گذاشتن آهنگهایی تکراری و تنظیم هایی تاریخ مصرف دار فقط سعی در جلب کردن توجه مردم و به خصوص دختر خانم ها دارن.

شادمهر با این سه ّنگ به غیر از محال نشون داد که شادمهر عقیلی یکه تاز میدان موسیقی پاپ ایران یا مرده و یا تحت جوی که توش قرار گرفته به خواب زمستانه فرو رفته

واقعا از شادمهر انتظار نداشتم که در یک کلاب مسخره اون همه استعدادش رو صرف خوندن چنین آهنگی و اجرا کردن چنین ویدیویی کنه.

حالا اگه به طرفداری شادمهر هم برخورد  متاسفم چون خودم هم هنوز تو خماری موندم که آیا این شادمه همون شادمهر (مسافر ) ( دهاتی ) است یا ....

حالا هم ویدیوی بیا اینجا رو برای داونلود گذاشتم  تا بلکه خودتون قضاوت کنید که آدم چطوری تغییر میکنه.

منبع : سایت لامینور و خیالی نیست

داونلود آهنگ صوتی حالا بیا اینجا   

داونلود موزیک ویدیوی حالا بیا اینجا 

   

 

راستی هرکسی  می خواد با ما و چندی از دوستانم توی ساخت وبلاگی گروهی برای شادمهر فعالیت کنه در پایین ودر قسمت نظرها اعلام کنه تا من بهشون اطلاع بدم.

و می خواستم بگم هرکس نظر نده نامرده.

  اعصابم خورد شده تو رو خدا از خودتون نظر ده ر وه کنید.   

                                                              

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 17:25 توسط ..:: آوات ::..