دوستان کم لطفی می کنند.به جای اینکه نظراتشون رو درباره مطلب بنویسند از این محل سو استفاده
می کنند و برای تبلیغات این شرکت های هرمی ماننده گلد کوئیست و امثال اون ها استفاده می کنند.
به نظر من این کار اصلا درست نیست و امثال این شرکت ها در ایران فراوانند و هدف همشون چیزی جز
خالی کردن جیب منو شما نیست.هر روز به یه بهانه جدید یکی از این شرکت ها درست میشه و به
فعالیت می پردازه.روش کارشونم این که ابتدا از دوستان و بستگان نزدیک شروع می کنند و سپس در
هر جا که شد حتی تو وبلاگ هم برای تبلیغات استفاده می کنند.پس مواظب باشید گول این جور افراد
رو نخورید.از این افراد هم تقاضا می کنم که دیکر در این وبلاگ برای تبلیغات شرکت های اینچنینی
استفاده نکنند.با تشکر
در ضمن شادمهر مشغول ساخت موزیک ویدیوی آهنگهای ماندگار و بیا اینجاست و آلبوم هم اول مهر به بازار عرضه میشه.
اگه میشه نظر بدید
![]()
اول از همه از اینکه با نظرات زیباتون شوق وبلاگ نویسی رو در من زنده میکنید خیلی ممنونم!![]()
دوم از دوستانی که در قسمت نظرات ٬ نظرات تبلیغاتی میدارن خواهش میکنم دیگه این کارو نکنن! چون در اولین فرصت پاکشون میکنم! فقط میتونم باهاشون تبادل لینک کنم. فقط همین!
در ضمن در مورد نظر خواهی پست خدا و شما اگه میشه نظر بدید.
یه نظر تا حالا خیلی خیلی کمه*ممنون از شیدا خانوم*
*اگه میتونستم تو دنیا یه چیز دیگه باشم میخواستم اشک تو باشم که رو چشمات متولد بشم...رو گونه هات زندگی کنم...رو لب هات بمیرم*
نمیمیری یه نظر بده
تا بعد
منتظر نظرم

تا بعد![]()
![]()
![]()
شب شد خورشيد رفت.
آفتابگردان عاشق به دنبال آفتاب آسمان را جستجو مي کرد.
ناگهان
ستاره اي چشمک زد!
گل آفتابگردان از خجالت پژمرد !!!
گل ها خيانت نمي کنند.
![]()
![]()
خاطرت بچگي ام با اسم تو شروع ميشه
همه ي شعراي دنيا با تو پايان مي گيره
پس بيا و نگو که هنوز زود است و ما کودکيم.
![]()
![]()
![]()
گريه نکردم پيش تو با اينکه پرپر مي زدم
با خون دل از پيش تو رفتم وباز نيومدم
لبخند آخرين من دروغي معصومانه بود
براي پنهان کردن داغ دل ويرانه بود
من مات مات از بازي شطرنج عشق مي آمدم
شاه مهره ي دل رفته بود من لاف بردن مي زدم
نمي دونم شاعر اين شعر کيه اما من خيلي دوستش دارم.
در ضمن اين شعر رو مهرداد آسماني با اون صداي کذايي خودش تحت عنوان شطرنج خونده0(حيف شعر به اين زيبايي)
![]()
![]()
![]()
سيا ه سفيد خاکستري رنگ ما تو دست شماست
آبي و سبز رو که نداشت ندادي اون رو تو به ما
جلو تو رو سفيد شدم پيش همه يه رو سياه
واسه خاطر اون نگات شدم معني اشتباه
تموم زندگي من بسته به لبخند تو بود
خنده نيومد رو لبات زندگي ام مهم نبود
توي ترانه هاي من تو بودي تنها قافيه
به خود مي گفتم اون روزا عشق تو واسم کافيه
همه مي گفتند اون روزا اونو نمي شناسي هنوز
شکستي اون وقت مي دوني به پاي کي بودي يه روز
اما تو گرماي نگات تو آبي ناب چشات
يهو ديدم رفتم کجا رفتم يه راست به زير پات
ديدم واست برده شدم بدون حرف وادعا
عاشق نبودم اون روزا بودم گداي بي صدا
فروختي برده تو ولي خودت مي دوني که به کي؟
خودم فداي اون سرت تکليف اين ترانه چي؟
ترانه اي که دل من به پاي اون صد باره سوخت
دلي که با هر قافيه يواش يواش لباشو دوخت
تو بازي شطرنجمون اين کار من بود اشتباه
انداخت جلو سربازشو تا مات نشه شاه سياه
اما اگه صدبار ديگه کيش شي بري تامرز مات
سرباز ديوونه اي نيست فداکنه جون رو برات
برده و کيش ومات تو گداي بي سر وصدا
امروز مي خواد داد بزنه مي کشمت پر ادعا
اين ترانه اسمش بود برده ي شطرنج وسروده ي خودمه
اگه ميشه يه نظري بديد تا ما هم بدونيم چه خبره
تا بعد
![]()
![]()
![]()
|
این هم ترانه ها و ترآنه سراهای شادمهر به نقل از www.shadmehrfans.com
|
با اون ماشين لعنتيت عشقمو زير گرفتي
گفته بودم عاشقتم اما تو دير گرفتي
نامه مو پاره کردي وپاره هاشو سوزوندي
چيزي ازت کم نمي شد يه خطشو مي خوندي
دوست دارم هاي منو حسابي ضايع کردي
خوب ميدونم خيانتو خود تو شايع کردي
باز چشاي حريصتو به يار ديگه دوختي
کاش مي دونستم که منو چه قيمتي فروختي
گمون کنم صداقتو يه جايي جا گذاشتي
قلبم هنوز درد مي کنه کاش پاتو بر مي داشتي
هيچ وقت چيزي نگفتم.
هميشه چشم هايم منتظر فر صت بود که توي چشمهاي تو نگاه کند و با زبون بي زبوني بگه.....
اما باز هم نتونستم
واي آن روز که گفتي نه
فهميدم که همه کارها را نميشه به چشم ها سپرد
![]()
![]()
مي گويند بدون عشق زندگي هم نيست.
پس چرا من با عشق زندگي ام تباه شد.
![]()
![]()
بگذر و برو نگو طفلکي عاشق بود.
بگذر از غروبي چون من وبرو تا طلوعي ديگر
![]()
![]()
![]()
اي کاش خط ميخي بلد بودم تا شايد اونجوري حرفهاي دلم رو مي تونستم مثل ميخ بکنم تو اون دل سنگي و مغز گچي ات
![]()
![]()
![]()
به بهشت نمي روم اگر مادرم آنجا نباشد.
![]()
![]()
![]()
دنيا که اينجوري نمي مونه هميشه
يه روز مي آي ميگم نمي خوام و نميشه
خيال نکن هميشه دلم واست ميميره
يه روزي بر مي گردي که ديگه خيلي ديره
يه روز مي آي سراغم که خيلي وقته رفتم
هزار هزار بهونه از اون نگات گرفتم
يه وقتي بر مي گردي که فايده اي نداره
هر چي سرم آوردي دنيا سرت مياره
اين شعر بالايي را براي اين نوشتم که توي آلبوم خانم مهستي خونده شده و شادمهر آهنگش رو ساخته و خيلي هم با دل من ياره.
در ضمن اسم آلبوم خانم مهستي (از خدا خواسته) است.
و شنيدن اون هم خالي از لطف نيست چون به هر حال سلطان پاپ اون رو درست کرده.

![]()
![]()
به سلام که ميرسم دندانه ها را گم مي کنم
رفتن که آغاز مي شود هجاها و نقطه ها را بدون خط خوردگي ادا مي کنم:خداحافظ
![]()
![]()
اگه میشه نظر بدید تا بدونم چه خبره
![]()
![]()
![]()
بهارمن
اولین آثری که از شادمهر منتشر شد و در زمان خودش مورد توجه قرار گرفت . بهار من به صورت بی کلام تهیه شد و شامل قطعاتی چون الهه ی ناز و جان مریم و ... می شود که شنیدنش خالی از لطف نیست . این آلبوم جمعآ هشت قطعه دارد
تنظیم و اجرای ویلن - گیتار و کیبورد: شادمهر
تکنوازی پیانو : فواد حجازی
مسترینگ : بهرام بحرینی
تهیه کننده : بهرام بحرینی

مسافر
بعد از بهارمن آلبوم مسافر از راه رسید . مسافر از هر لحاظ در زمان خودش بی نظیر بود . در این آلبوم بهروز صفاریان با شادمهر همکاری کرد شاید از همین زمان دوستی این دو هنرمند شروع شده باشد . مسافر در زمان انتشارش تا چندین ماه در صدر جدول فروش آلبوم های پاپ قرار داشت .
ویلن - گیتار سلو : شادمهر
پیانو - کیبورد : بهروز صفاریان
ضبط در استودیو پاپ ( ناصر فرهودی

دهاتی
آلبومی که جنجال به پا کرد ! به جرات می توان گفت که این آلبوم با ریتم شش و هشتیکه داشت درسال انتشارش (1378)تحولی در موسیقی پاپ ایران به وجود آورد.
و بعد از این آلبوم بود که راه برای بقیه ی خوانندگان داخل کشور باز شد و به این گونه موسیقی روی آوردند .دهاتی حدود چهارصد میلیون تومان فروخت و همین امرموجب حسادت بسیاری از نزدیکان شادمهر شد .
آهنگساز و تنظیم کننده : شادمهر

نغمه های شرقی
این آلبوم به صورت بدون کلام به بازار عرضه شد . در این آلبوم شادمهر بار دیگر توانایی خود را در عرصه ی موسیقی بدون کلام محک زد . این آلبوم از هشت قطعه تشکیل شده که در اصل بازسازی چند ترانه ی مردمی قبل از انقلاب است .
ویلن و گیتار - تنظیم و اجرا : شادمهر
کیبورد : بهروز صفاریان
صدابردار : ناصرفرهودی
مدیر پروژه : علی اکبر قلی زاده

پرپرواز
شامل سه ترانه و چند قطعه ی بی کلام از فیلمی با همین نام که شادمهر در آن به ایفای نقش پرداحته است . فیلم پرپرواز فیلمی موزیکال بود و از طرفی اولین تجربه ی سینمایی شادمهر . به همین خاطر با استقبال وسیع مردم به خصوص جوانان مواجه شد و بالطبع موسیقی متن این فیلم هم روانه ی بازار شد و توانست رکورد شکن باشد .
آهنگساز و تنظیم کننده :
محمدرضا چراغعلی - شادمهر عقیلی

آدم و حوا
در واقع شاید یکی از دلایل خروج شادمهر از ایران همین آلبوم بود . پس از دوندگی های بسیار برای اخذ مجوز این آلبوم و بی مهری های وزارت ارشاد و در پی آن ممنوع التصویر و صدا شدن شادمهر در ایران وی تصمیم می گیرد که در مکان دیگری کارهایش را ارائه دهد . در نهایت به کانادا عزیمت می کند و این اثر در ایران بین مردم پخش می شود ...

خیالی نیست
اولین ارائه ی شادمهر بعد از ورود به کانادا
در واقع قسمت هایی از آن در ایران آماده شده بود . این آلبوم نام شادمهر را بر سر زبان ایرانیان سراسر دنیا انداخت و در ایران او را محبوب تر کرد . ارائه شده توسط شرکت نوامدیا .
آهنگساز و تنظیم کننده : شادمهر
اپراتور : سروش طهماسبی

آدم فروش
دومین آلبوم شادمهر که توسط شرکت نوامدیا به بازار عرضه شد . کاری بسیار قویتر با ریتم و شدت بالا .
آهنگساز و تنظیم کننده : شادمهر
میکس و مسترینگ : مازیار خادمی
ضبط شده در کیا استودیو ( تورنتو )
اپراتور : اینم
تهیه کننده : نوامدیا

و جدیدترین آلبوم به نام پاپکرن که به زودی به بازار خواهد آمد.
آلبوم شناسی شادمهر به نقل از www.shadmehrfans.com بود.
امیدوارم مفید بوده باشه.![]()
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با خودم می گم ديوونه نبايد که ساده باشی
اينجا بد بودن عزيزه تو هم از همين قماشی
بعد از اين يادم می مونه ناز کشيدن اشتباهه
رفتن و اومدن تو ، قصه ی چاله و چاهه
آخر قصه چه تلخه ، آخر قصه چه زشته
پرده ی آخرمونو دستای خودت نوشته
اين قمار لعنتی رو آخرش باختم و باختی
به خدا تقصير من نيس خودت اين قصه رو ساختی
نبايد اينجوری می شد ، تو خودت خواستی عزيزم
من جواب اين و اونو چی بدم راستی ، عزيزم؟
داريوش شهرياری
--------------------------------------------------------------------------------------------
يادم باشه كه يادت باشه كه يادم بياري كه يادت بدم كه ياد بگيري كه يادم بياري كه هميشه به يادتم و يادت هيچوقت از يادم نميره. اين رو يادت نره
.-------------------------------------------------------------
میخوریم به سلامتی گاو چون که نگفت من گفت ما....
به سلامتی کرم خاکی نه خاطر کرمش بلکه به خاطر خاکی بودنش..
به سلامتی خیار نه به خاطر خش(خ) بلکه به خاطر یارش...
به سلامتی شلغم نه به خاطر شلش بلکه به خاطر غمش...
به سلامتی مورچه به خاطر اینکه هیچ کس اشکشو ندیده..
به سلامتی دیوار که هر مرد و نامردی بهش تکیه میکنن..
به سلامتی همه نامردا که اگه نامردا نباشن مردا شناخته نمیشن....
به سلامتی کلاغ نه به خاطر سیاهیش بلکه به خاطر یک رنگیش.....
میخوریم به سلامتی سگ نه به خاطر پارسش ، بلکه به خاطر وفاش....؟
فکر میکنم آخری بیشتر به تو بیاد! نه

برگرفته از
http://www.jook.myblog.ir/تا بعد

تا بعد![]()
![]()

صادق هدایت
صادق هدايت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدري در تهران تولد يافت. پدرش هدايت قلي خان هدايت (اعتضادالملك) فرزند جعفرقلي خان هدايت(نيرالملك) و مادرش خانم عذري- زيورالملك هدايت دختر حسين قلي خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلي خان هدايت يكي از معروفترين نويسندگان، شعرا و مورخان قرن سيزدهم ايران ميباشد كه خود از بازماندگان كمال خجندي بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدايي در مدرسه علميه تهران شد و پس از اتمام اين دوره تحصيلي در سال 1293 دوره متوسطه را در دبيرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال 1295 ناراحتي چشم براي او پيش آمد كه در نتيجه در تحصيل او وقفه اي حاصل شد ولي در سال 1296 تحصيلات خود را در مدرسه سن لويي تهران ادامه داد كه از همين جا با زبان و ادبيات فرانسه آشنايي پيدا كرد.
در سال 1304 صادق هدايت دوره تحصيلات متوسطه خود را به پايان برد و در سال 1305 همراه عده اي از ديگر دانشجويان ايراني براي تحصيل به بلژيك اعزام گرديد. او ابتدا در بندر (گان) در بلژيك در دانشگاه اين شهر به تحصيل پرداخت ولي از آب و هواي آن شهر و وضع تحصيل خود اظهار نارضايتي مي كرد تا بالاخره او را به پاريس در فرانسه براي ادامه تحصيل منتقل كردند. صادق هدايت در سال 1307 براي اولين بار دست به خودكشي زد و در ساموا حوالي پاريس عزم كرد خود را در رودخانه مارن غرق كند ولي قايقي سررسيد و او را نجات دادند. سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت كرد و در همين سال در بانك ملي ايران استخدام شد. در اين ايام گروه ربعه شكل گرفت كه عبارت بودند از: بزرگ علوي، مسعود فرزاد، مجتبي مينوي و صادق هدايت. در سال 1311 به اصفهان مسافرت كرد در همين سال از بانك ملي استعفا داده و در اداره كل تجارت مشغول كار شد.
در سال 1312 سفري به شيراز كرد و مدتي در خانه عمويش دكتر كريم هدايت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره كل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال يافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همين سال به تامينات در نظميه تهران احضار و به علت مطالبي كه در كتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجويي و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شركت سهامي كل ساختمان مشغول به كار شد. در همين سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندي بهرام گور انكل ساريا زبان پهلوي را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت كرد و مجددا در بانك ملي ايران مشغول به كار شد. در سال 1317 از بانك ملي ايران مجددا استعفا داد و در اداره موسيقي كشور به كار پرداخت و ضمنا همكاري با مجله موسيقي را آغاز كرد و در سال 1319 در دانشكده هنرهاي زيبا با سمت مترجم به كار مشغول شد.
در سال 1322 همكاري با مجله سخن را آغاز كرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتي آسياي ميانه در ازبكستان عازم تاشكند شد. ضمنا همكاري با مجله پيام نور را آغاز كرد و در همين سال مراسم بزرگداشت صادق هدايت در انجمن فرهنگي ايران و شوروي برگزار شد. در سال 1328 براي شركت در كنگره جهاني هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولي به دليل مشكلات اداري نتوانست در كنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاريس شد و در 19 فروردين 1330 در همين شهر بوسيله گاز دست به خودكشي زد. او 48 سال داشت كه خود را از رنج زندگي رهانيد و مزار او در گورستان پرلاشز در پاريس قرار دارد. او تمام مدت عمر كوتاه خود را در خانه پدري زندگي كرد.
منبع:دفتر هدایت
ههر کوردم
ههژار موکریانی
به دهربهدهری یــــان لــه مــــاڵی خـــۆم
له خـاکــی عــــهرهب، لــه ئــێران و رۆم
کــۆک و پۆشته بم، رووت و رجـــاڵ بـــم
کۆشــکم ده قات بێ، وێـــرانه مــاڵ بـم
ئازا و رزگـار بـــــــم شــادان و خــهنـدان
یان زنجیر له مل له سووچی زنـــــــدان
ساغ بم جحێڵ بم بگرم گوێ ســــوانان
یــــــان زار و نــــزار له نــهخۆشــــخانان
دانــیشــم له سـهر تهختی خـــونکاری
یــــان له کــۆڵـــانان بـــکهم هـــــهژاری
کــوردم و لــه رێی کـورد و کــوردسـتان
سهر له پێناوم گیان له سهر دهســتان
به کوردی دهژیم به کــــوردی دهمــــرم
به کــــــوردی دهیـــدهم وهڵامی قهبرم
بـــه کــوردی دیــسان زینـدوو دهبمهوه
لهو دونیاش بۆ کــورد تێههڵدهچمهوه

ترانه ی گریه از خودم
گفتم تو کيستي ؟؟؟
گفت : غم!!
خيال کردم غم عروسکي است که ميتوان با آن بازي کرد
و حال که فکر ميکنم ميبينم خود عروسکي هستم که با آن بازي شد.
يک خاطره بامن باش همواره ترين خواهش
خاموش نشو در من اسطوره ي آرامش
تا آخر اين قصه تا آخر اين تکرار
همدست خودم باش و دستاتو به من بسپار
انگار کسي از دور آهسته به من گفته
در بستر اين احساس عشقي ابدي خفته
در لحظه اي از رويا بي وقفه تورا دارما
من بابت اين لحظه يک عمر بدهکارم
در قحطي آرامش تو معجزه آوردي
زيبايي اين عشقو مديون خودت کردي
چشماتو حلالم کن قدر تورو مي دونم
دنيامو نگير اي خوب من بي تو نمي تونم

تابعد
۰ )بچه خيابان هاشمی تهران ۱)اصليت طالقانی! ۲)فرزند آخر خانواده ۳)پدرش را در نوجوانی از دست داد ۴)در شرايط سخت مالی بزرگ شد ۵)گيتار زدن را با ديدن حرکات دست گيتاريست ها ياد گرفت ۶)دیپلمه از هنرستان موسيقی ۷)تا ۲۴ سالگی به خواننده شدن فکر نمی کرد ۸)بی علاقگی به موسيقی سنتی ۹)اغلب ساعات روز را در خانه می گذراند ۱۰)هرگز در کنکور شرکت نکرد ۱۱)خواننده محبوب ريکی مارتين ۱۲)رفت و آمد های مدام به صدا و سيما در سال های ۷۲ و ۷۳ ۱۳)نه ازدواج کرده نه به خواستگاری رفته است ۱۴)خواننده آلبوم فريبا ۱۵)متنفر از تجملات ۱۶)ويلون را خودش ياد گرفت ۱۷)استاد سوت زدن حتی در استوديو ۱۸)عشق به بهروز وثوقی!! ۱۹)به افراد مختلف القاب مختلف ميدهد ۲۰)هرگز سيگار نکشيده ۲۱)رفاقت با نوجوان ها و جوان های سالم ۲۲)متخصص کوک کردن سنتور۲۳) با قرض کيبورد خريد!! ۲۴)کم غذا ۲۵)تحت تاثير محبت های مادر ۲۶)دوری از رفت و آمد با اقوام ۲۷)با دستمزد اولين کاستش(بهار من) پرايد خريد ۲۸)از هيچ غذايی بدش نمی آيد ۲۹)مردم برای خريد آلبوم مسافر او مقابل نوار فروشی ها صف کشيدند ۳۰)خودش را مديون هيچ کس نمی داند ۳۱)اسم کاست مسافر را خودش انتخاب نکرد ۳۲)نام دهاتی را خودش برگزيد ۳۳)هميشه پشيمان از امضای قرارداد با پيغام سحر!!! ۳۴)عاشق اتومبيل بی ام و ۳۵)بيشترين همکاری با نيلوفر لاری پور ۳۶)الگوی گيتار :اردشير فرح ۳۷)يک شناگر ماهر ۳۸)حساسيت بيش از حد به دندانهايش ۳۹)دست به جيب برای دوستان طراز اول ۴۰)کم حرف ۴۱)پاتوق در تهران:نداشت ۴۲)هر روز با گيتار تمرين می کند ۴۳)ناز انگشتا (خشايار اعتمادی) و غزلک(سعيد شهروز)اوج هنر آهنگسازی او برای ديگران است ۴۴ )روزی دويست هزار تومان درآمد بابت نوازندگی گيتار و ويولن در استوديو های تهران ۴۵)هرگز حاضر نشد در آلبوم هيچ خواننده ای خواننده مهمان باشد ۴۶)شرکت در دوره فشرده مکالمه انگليسی ۴۷)مادرش را به سفرهای زيارتی فرستاد ۴۸)هرگز در ايران به او اجازه کنسرت ندادند حتی بعنوان نوازنده ۴۹)عاشق خريد کفش های مدل جديد ۵۰)بيزار از سياست بازی ۵۱)بابت بازی و خوانندگی در پرپرواز چهار ونيم ميليون گرفت ۵۲)شايعه سفر به لس انجلس ۵۳)عزيمت ناگهانی به کانادا در شرايطی که فقط پنج شش نفر از سفر او خبر داشتند ۵۴)قبل از کانادا به هيچ کشور ديگری نرفته بود ۵۵)در ايران ماهی يک بار به شمال کشور سفر می کرد ۵۶)اهل شب نشينی نيست ۵۷)روزنامه نمی خواند ۵۸)فيلم شب برهنه بعد از سفر او به کانادا در داخل ايران با شکست تجاری روبرو شد ۵۹)علاقمند به تعويض ماشين ۶۰)ادم و حوا با صدای او حدود سه سال توقيف بود و هنوز هم هست ۶۱)خيالی نيست او بد جوری سرو صدا کرد ۶۲)ارتباط صميمانه با مجله جوانان(چاپ کانادا) ۶۳)علاقه به موسقی ترکی استانبولی ۶۴)گرفتن تصديق بين المللی رانندگی در کانادا ۶۵)محبوب ترين چهره ی هنری ايرانی در کانادا ۶۶)طرح کيلیپ هايش را خودش می دهد ۶۷)تاسيس يک استوديوی خانگی در منزلش ۶۸)سفر به کانادا با يک چمدان ۶۹)تمرين با۱۳ ،۱۴ نوازنده برای کنسرت ها ۷۰) قرارداد با دو خواننده ی زن لس انجلسی برای ساخت ده اهنگ برای ان ها ۷۱)روزی يک يا دو بار تماس با مادرش ۷۲)پيش از نوروز دست راستش در رفت! ۷۳)در تدارکات بر گزاری تور در کشور های مختلف دنيا ۷۴)اشتی با بهروز صفاريان به وسيله ی تلفن ۷۵)برنامه ای برای بازگشت به ايران ندارد![]()
تا بعد
آنکه میگوید دوستت می دارم،خنیاگر غمگینی است که آوازش را از دست داده است،
ای کاش عشق را زبان سخن بود...
هزار کاکلی شاد در چشمان توست ،
هزار قناری خاموش در گلوی من...
عشق را ، ای کاش، زبان سخن بود...
آنکه میگوید دوستت می دارم، دل اندوهگین شبی ست که مهتابش را میجو یــــد،
ای کاش عشق را زبان سخن بود...
هزار آفتاب خندان در خرام توست
هزار ستارهء گریان در تمنای من
عشق را ای کاش زبان سخن بود...
(شاملو)
![]()
![]()
![]()
![]()

افسوس که خورشیدکم ارزان نور به همه می بخشی.

به قناری کوچکی دل باخته بود.
(شاملو)
دوست داشتن در دريا شنا كردن است و عاشق شدن در دريا غرق شدن.(دكتر علي شريعتي)
مشت می کوبم بر در
پنچه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان!
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم :
- آی!
با شما هستم !
این درها را باز کنید!
من به دنبال فضایی می گردم:
لب بامی
سر کوهی
دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم.
آه!
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد!
من هوارم را سر خواهم داد!
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته ی چند !
چه کسی می آید با من فریاد
کند؟
فریدون مشیری
تمام هستي دلم براي يک پر ادعا
سوخت و خاکسترش نموند تا درس بشه واسه شما
توي نگاه سرد اون من دنبال آتشفشون
کشيدمارو به دنبالش هر جا که خواست کشون کشون
در قفس سرد صداش يه مرغ عشق بي زبون
پرپر ميشدبال وپرش بخاطر يه لقمه نون
يه لقمه نون تو عاشقي بود آرزوي اون دلش
هرگز نخورد اون لقمه رو هيچي نبود اينم ولش
يه دست پرنوازش و يه قلب پاک و بي ريا
شده واسم يه خواب خوش ميون يک بغض سيا
تموم اين ترانه به پاي غم بدجوري سوخت
طفلي دل آبي من از ترس تو لبش رو دوخت
با اين که من نا ندارم حال تمنا ندارم
ميخوام بگم فقط همين من ديگه دوستت ندارم
اسم این ترانه پر ادعا بود و سروده ی خودمه![]()
از صبح چشام تا شب تو يه دنيا راه و فاصله است
ترانه ي خيس نگام بي تو بدون قافيه است
شاهد رفتنت شدم يادمه اون روز سياه
ستاره ها کرور کرور گريه ميکردن رو به ماه
خاطره ها پشت سرت شکوه تو پستوي نگات
جون مي سپرن بهونه ها ديگه رسيد وقت وفات
کشتي عشق مادوتاهرگز به ساحل نرسيد
تورفتي وبا رفتنت غرق شدنش از راه رسيد
ديگه واسم يه نيم نگات از پشت پلک پنجره
شده مثل بغض خيال لالي دل تو حنجره
بوي تو تو گلدون گل کنار حوض آسمون
پيچيده تا روز ابد به ياد يک نامهربون
تاک تک حياط دل زل به خم کوچه شده
سرش به زيره بي صداست آخه گريه واسش بده
برگاش غريبه با حياط ولي تنش تو دل خاک
پاييز رسيد نيومدي خوابيده ديگه چشم تاک
مرده ولي ازش بپرس ميگه بازم منتظرم
بهار مي آد زنده ميشم منتظر تلنگرم
نام ترانه:تاک تک
سروده ی خودم

زمستان است
هوا بس ناجوانمردانه سرد است
![]()
این ترانه اسمش بود نابجا وسروده ی خودمه
هفتم بهمن ماه سال 1351 خورشیدی در شهر تهران ( خیابان هاشمی ) متولد شد . خودش دوران بچگیش را اینگونه توصیف می کند : " از بچگی به آلات موسیقی علاقه داشتم و به سمت آنها می رفتم . در کودکی با پیانو آشنا شدم و هشت ساله بودم که ویلن می زدم . ویلن را به عنوان ساز اصلی ام انتخاب کردم چون نواختن آن واقعآ کار دشوار و سختی است . "
شادمهر پس از اتمام تحصیلات موسیقیایی خود در هنرستان ملی و پس از آن چندین سال کار نوازندگی برای خوانندگان دیگر تصمیم گرفت تا شانس خود را برای خواننده شدن محک بزند و سرانجام در سال 1376 با بازتر شدن فضای کار برای موسیقی پاپ این فرصت محیا شد تا شادمهر و چند خواننده دیگر به واحد موسیقی صدا و سیما رفته و تست خوانندگی بدهند .
اولین کار شادمهر با صدای خودش معبود نام داشت که در زمان خود بارها از تلویزیون پخش شد . کارهای دیگر شادمهر که در ایران ارائه شد هرکدام در زمان خود رکورد شکن بودند .
و بالاخره شادمهر پس از بی مهری های فراوان از سوی وزارت ارشاد و شورای موسیقی و به دنبال مجوز نگرفتن آلبوم آدم و حوا و همچنین ممنوع الصدا و تصویر شدن علی رقم میل باطنی اش تصمیم به ترک وطن گرفت تا ادامه ی زندگی موسیقیایی خود را در آنسوی آبها تجربه کند .
به همین منظور به کشور کانادا ( شهر تورنتو ) مهاجرت کرد تا در آنجا ادامه ی فعالیت های هنری خود را دنبال کند . ما حصل سه سال اقامت در کانادا دو آلبوم خیالی نیست و آدم فروش است که با استقبال بی نظیر ایرانیان در داخل ایران و سراسر جهان مواجه شد .
هم اکنون شادمهر در خارج از کشور به موفقیت های چشم گیری نایل امده و برای بیشتر خوانندگان و هنرمندان خارج از کشور آهنگسازی - تنظیم و نوازندگی می کند و کنسرت هایی در شهرهای مختلف جهان با هنرنمایی او برگزار می شود . همچنین شادمهر هیچ گاه دوست نداشته به لس آنجلس برود و به قول خودش روش " دوری و دوستی " را در پیش گرفته که تا به حال هم باعث پیشرفت رو به جلو برای وی بوده است .
با آرزوی موفقیت روزافزون برای
شادمهر عقیلی
ستاره ی موسیقی پاپ ایران
برگرفته از www.shadmehrfans.com
پاپکرن
می خواستمت ولی نموندی پیشم حتی بمونی عاشقت نمی شم
فایده نداره اشک و گریه زاری نه خودتو می خوام نه یادگاری
دروغ نگو تقصیر این زمونست هردومون میدونیم اینا بهونست
به جون تو نباشی اصل حاله زندگی بی تو پره عشق و حاله
![]()
من به تو هرگز نگفتم با تو بودن آرزومه
نقش اون چشماي معصوم لحظه لحظه روبرومه
معين(آلبوم پرواز)
اين تکه شعر واسه من با ارزشترين کلاميه که تا بحال شنيدم.
تا بعد
به نام خودم
مدتی بود که فکر می کردم چرا بايسی افکارم و شادی وغمهای خودم را فقط پربسته به دفتر قطور نقره ای رنگم بکنم و تنها توی اون وبرای اون بنويسم يا چرا اين همه علاقه ی خودم به شادمهر عقيلی و موزيک و ترانه رو به خودم محدود کنم.
از يک طرف اين مسايل کوچک و از طرفی ديگه درد مظلوم واقع شدن و درد کشيدن از بابت اينکه يک کرد بوده وهستم(وتا ابد نيز خواهم ماند)و کرد هم هيچ وقت زير بار ظلم نرفته و همراه فرياد هميشه بر عرصه ی سکوت و ترس تاخته و مبارزه کرده باعث شد تا من دفتر نقره ای افکارم و کاغذ سفيد قلبم رو به همراه قلم علاقه هايم به اينجا کوچ بدم تا از اين به بعد بتونم آزادانه بنويسم و اگر قسمت شد دوست هايی رو که دوستم دارند دوست صدا کنم.
تا بعد